2 خرداد تولد نیکاست. دختر کوچولوی من. پارسال 2 خرداد 1388 ساعت 12:25 دقیقه دنیا اومد. و تا بیارنش تو اتاق تو چشمهای دیگران که قبل من دیده بودنش نگاه میکردم که ببینم کسی نگرانه همه چیش سالم بوده مشکلی نداشته ؟؟؟؟ تا خودشو اوردن یه خانم کوچولوی کنجکاو با چشای باز که همه جا رو می پایید.
امسال همون موقع هاست. نیکا داره تو خانه بهداشت نی نی های دیگرو نگاه می کنه. منتظریم نوبت واکسنش بشه. واکسنو می زنه و می اییم بیرون.
جمعه 7 خرداده. برای نیکا تو رستوران باغ گیلاس تولد گرفتیم به صرف شام و کیکی با عکس خودش از یکروزگیش.
می گیم و می خندیم ولی حواسم اونجا نیست به این یک ساله.
به اتفاقاتی که افتاد. تو ذهنم مرور می کنم. یه هفته اول، بند نافش، اولین حمومش، اولین روزی که رفت دکتر واسه چکاپ 5 روزگیش. اظطراب بیرون رفتن با یه نی نی 5 روزه. ماه اول دل دردای عصرش. خوابیدن سر وقت یکربع به نه که هنوزم همین طوره و صبح زود پا شدن هاش . خیلی چیزای دیگه.
بالا سر کیکش وایساده نگاش می کنه . هیچ صحنه ای برام جالب تر از این نبود.
همیشه دلم می خواد بخورمش درسته. عکسشو روی کیک انداختم که بتونم بالاخره یه جا بخورمش. خداوند همیشه حافظ و پشتیبانت باشه مامان و امیدوارم ادم خوش شانسی تو زندگی باشی.





